چه رشته‌ ای انتخاب کنم؟ | برای انتخاب رشته نمیدونم به چی علاقه دارم

۱

  • کدام رشته بهتر است؟
  • چه رشته‌ای را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم؟
  • اصلاً درس خواندن به چه دردی می‌خورد؟
  • با اینکه بارها به همه ثابت شده که درس و دانشگاه تأثیر خیلی کمی در رشد آدم‌ها دارد، آیا باز هم لازم است ادامه تحصیل بدهم؟

 

شاید سؤالات بالا در ذهن شما هم شکل گرفته باشد.

شاید از جمله نوجوانانی هستید که خوب می‌دانید درس و دانشگاه قرار نیست نقش خاصی در زندگی‌تان بازی کند اما بااین‌حال، مجبورید که ادامه دهید.

یکی به خاطر خانواده‌اش مجبور است، دیگری به خاطر نداشتن انتخابی دیگر.

پس ما اینجا با دو مسئلۀ اصلی روبه‌رو هستیم:

  1. اصلاً تا کی و کجا بخوانیم؟ ادامه تحصیل بدهیم؟ دانشگاه برویم؟
  2. حالا چه رشته‌ای بخوانیم که کمتر ضرر کنیم یا شاید استثنائاً رشته‌ای پیدا کنیم که برایمان کار کند.

 

۲

بیایید چند دقیقه به این فکر کنیم که اگر اوضاع این اندازه بد نبود، در بهترین حالت درس خواندن، ادامه تحصیل و دانشگاه رفتن قرار بود چه نقشی در زندگی ما بازی کند؟

احتمالاً در چنین فضایی ما می‌توانستیم این انتظارات را از بابت زمان و انرژی‌ای که برای درس خواندن می‌گذاریم داشته باشیم:

  • مهارت‌های خاصی را در یک حوزه یاد می‌گرفتیم و در آن موضوع به یک متخصص تبدیل می‌شدیم.
  • با تخصصی که به دست می‌آوردیم وارد بازار کار می‌شدیم.
  • به‌واسطۀ مهارت‌هایی که داشتیم یک زندگی عالی و آرمانی برای خودمان تشکیل می‌دادیم.
  • در زمان تحصیل روابطی گسترده با بقیه برقرار می‌کردیم.
  • نه‌فقط در حوزه‌ای که درس می‌خواندیم که در بقیۀ زمینه‌ها هم به افرادی شایسته‌تر تبدیل می‌شدیم. مثلاً مهارت درست حرف زدن و سخنرانی کردن را یاد می‌گرفتیم، نحوۀ شروع کردن و پایان دادن به کارهای بزرگ را یاد می‌گرفتیم و قدرت برنامه‌ریزی و هدفگذاری پیدا می‌کردیم، به آدم‌های شادتری تبدیل می‌شدیم و بسیاری از موضوعات دیگر.

 

اما الآن چه اتفاقی می‌افتد؟

حداقل ۴ سال برای خواندن در یک رشتۀ دانشگاهی صرف می‌کنیم، دانشگاه چیز زیادی به ما یاد نمی‌دهد، وقتی بیرون می‌آییم نه مهارت خاصی داریم نه توانمندی داریم و نه از عهدۀ اداره کردن مسائل ابتدایی زندگی برمی‌آییم.

تازه بعد از همۀ این‌ها از طرف دیگران تشویق می‌شویم که بازهم ادامه تحصیل بدهیم و مقاطع بالاتر و قله‌های مرتفع‌تر علم و دانش را بپیماییم و درنهایت فقط توقعات ما بالا می‌رود درحالی‌که در خلوت می‌دانیم طی این همه سال دستاورد چندانی به دست نیاورده‌ایم.

 

۳

این‌ها چیزهایی نیستند که تازگی داشته باشند.

همۀ ما اوضاع درس و مدرسه و بازار کار را هرروز می‌بینیم؛ اما راه چاره چیست؟

بیایید به این سؤال فکر کنید:

اگر برای درس نخواندن آزاد باشی، چه کارهای دیگری هست که انجام دهی؟

اگر این قدرت را داشتی که همه چیز را رها کنی، چه آینده‌ای برای خودت متصور بودی؟

وقتی این سؤال را از افراد مختلف می‌پرسم، دو گروه به این دو شکل جواب می‌دهند:

  • گروه اول هیچ گزینۀ دیگری ندارند.
  • گروه دوم گزینه‌های دیگری به‌جز درس خواندن دارند که یا از بابت کارکرد این گزینه‌ها یقین دارند یا با شک و شبهه به آن نگاه می‌کنند.

وقتی گزینه‌ای نداریم که تکلیف روشن است.

اما در مورد گروه دوم، مشکل وقتی ایجاد می‌شود که باور ما نسبت به توانمندی‌هایمان چندان با واقعیت جور نباشد؛ یعنی وقتی تصوری از خودمان داشته باشیم که در دنیای واقعی نتوانیم این تصورات را پیاده کنیم.

اینکه دربارۀ آینده شک و شبهه وجود داشته باشد، اینکه خیلی چیزها مبهم و گنگ باشد، اصلاً چیز عجیب‌وغریبی نیست.

آینده برای همه گنگ است. حتی کسانی که گزینه‌هایی به‌جز درس خواندن و رفتن به دانشگاه دارند، بازهم نمی‌توانند یقین داشته باشند که ایده‌‌هایشان را می‌توانند در عمل اجرا کنند و به نتیجه برسانند.

باید این را بپذیریم که در مورد بسیاری از افراد و به خاطر شرایط مدرسه و خانواده‌ها، چندان نمی‌شود روی علایق و خواسته‌ها حساب باز کرد. ممکن است فردی که امروز به یک رشته علاقه دارد چند ماه بعد به‌کل از آن نفرت پیدا کند. این الزاماً بد نیست به این دلیل که آدم‌ها رشد می‌کنند و تغییر می‌کنند. ولی مهم است این را بدانیم و سفت‌وسخت به چیزی که امروز به آن علاقه داریم نچسبیم.

ضمن اینکه به‌جز علاقه باید به فاکتورهای دیگری هم توجه کنیم که در ادامه نام می‌برم.

 

۴

والدین و دوستان ما صلاح ما را می‌خواهند اما مشکل اینجاست که خیلی وقت‌ها صلاحدید آن‌ها و نگاهشان مربوط به گذشته است و برای موفق شدن در بازار کار آینده، شاید چندان کارایی نداشته باشد.

هیچ‌کسی جز خود شما نمی‌تواند برای انتخاب رشتۀ مناسب تصمیم‌گیری کند. شاید تلخ باشد اما واقعیتِ محض است.

برای انتخاب رشتۀ مناسب معیارهایی وجود دارد که شما را برای تصمیم‌گیری بهتر آماده می‌کند. در اینجا به چند معیار مهم اشاره می‌کنم:

  • استعداد و توانمندی‌های شما
  • علاقه و خواسته‌های شما
  • مهارت‌های شما
  • نیاز بازار امروز و بازار آینده
  • انگیزۀ خودتان و دلیلی که می‌خواهید درس بخوانید
  • منابعی که دارید مثل پول، حلقه‌های دوستی، زمان، انرژی و کسانی که می‌توانید روی کمکشان حساب باز کنید.

 

۵

فرض کنیم که شما دربارۀ همۀ موارد بالا فکر کنید و به یک جمع‌بندی هم برسید؛ اما بازهم نمی‌شود انتظارات زیر را از خودتان داشته باشید:

  • انتظار نداشته باشیم که حتماً در رشته‌ای که درس می‌خوانیم وارد بازار کار شویم.
  • انتظار نداشته باشیم که کارفرما اهمیتی به مدرک تحصیلی ما بدهد و آن را به‌جز یک برگه کاغذ چیز دیگری ببیند.
  • انتظار نداشته باشیم که با اتمام دوران دانشگاه و با اتکای صرف به دروس دانشگاه، مهارت خاصی را عمیقاً یاد گرفته باشیم.
  • انتظار نداشته باشیم که کسی به‌جز ارزشی که برای سازمانش ایجاد می‌کنیم و فقط به خاطر مدرک به ما پول بدهد.
  • انتظار نداشته باشید که دوران دانشگاه را در بلندمدت به‌عنوان دورانی از عمر تلف شدۀ خود حساب نکنید.

 

۶

اما به چند نکتۀ مهم برای انتخاب رشتۀ مناسب تحصیلی توجه کنید:

  • خوشحال بودن از کار و رشته‌ای که وقت برایش صرف می‌کنیم مهم است.
  • علاقه داشتن به درسی که می‌خوانیم مهم است.
  • هدف داشتن برای آینده مهم است.
  • شناخت خود و توجه به مهارت‌ها و استعدادها و روحیۀ خاصی که داریم مهم است.
  • توانایی ما و ظرفیت یادگیری ما برای رشته‌های مختلف متفاوت و توجه به آن مهم است.
  • محیطی که در آن رشد کرده‌ایم و محیطی که دوست داریم در آینده در آن قرار بگیریم مهم است.

و همۀ این‌ها چیزهایی هستند که معمولاً در مشاورۀ انتخاب رشته و در نصیحت‌های دوستانه برای انتخاب شغل و هدف‌گذاری برای آینده، به ما گفته نمی‌شود.

 

۷

با همۀ این حرف‌ها، می‌خواهم بگویم که برای انتخاب یک رشتۀ خاص زیاد از حد به خودتان استرس وارد نکنید. آیندۀ درس خواندن مشخص است و تغییر علاقه و خواسته‌های ما نامشخص.

کاری که می‌توانید بکنید این است که وقت کافی بگذارید و دربارۀ معیارهایی که در بالا به آن‌ها اشاره کردم دقیق فکر کنید.

زمان بگذارید تا خواسته‌های خودتان را حداقل شفاف برای خودتان به زبان بیاورید و درباره‌شان بنویسید.

بدانید که بهترین تصمیم وجود ندارد.

شما قرار است طبق آنچه امروز به آن علاقه دارید و طبق شناختی که از خودتان دارید تصمیم‌گیری کنید. قرار است دست به پیدا کردن علاقه و استعداد خود بزنید.

آیندۀ شما هم چندان به رشته‌ای که انتخاب می‌کنید گره نخورده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *