نظم شخصی برای نوجوانان

۱

قبل از هر چیز، نگاهی به این برنامۀ بنجامین فرانکلین بیندازید و معنی نظم شخصی را با نگاهی پر از تردید تماشا کنید:

 

 

۲

به همۀ ما دروغ‌های زیادی می‌گویند.

دروغ‌هایی که برای مدتی باورشان می‌کنیم اما بعد می‌بینیم سرابی بیش نیستند.

یکی از این دروغ‌های بزرگ این است که آدم‌هایی روی کرۀ زمین زندگی می‌کنند که درنهایت نظم و انضباط و بدون اینکه از مسیر اصلی منحرف شوند، کارهایشان را با نهایت دقت به سرانجام می‌رسانند.

نظم داشتن دروغ نیست اما همیشگی بودن آن، سفت‌وسخت بودن آن و رعایت کردنش توسط افرادی در همه‌وقت و همه‌جا، یک دروغ شاخ‌دار است.

 

۳

وقتی دست‌نوشته‌های بنجامین فرانکلین را می‌خوانیم متوجه می‌شویم چنین برنامه‌ای که تصویر آن را بالا دیدید، آرزوی او بوده نه چیزی که اجرا می‌کرده. درواقع او این برنامه را ریخته و برای چند هفته بیشتر نتوانسته به آن پایبند بماند.

وقتی حرف از نظم شخصی می‌شود، وقتی می‌خواهیم آدم‌های منظمی را تصور کنیم، انتظار داریم با افرادی مواجه شویم که چنین برنامه‌های سفت و سختی را برای همۀ زمان‌های زندگی‌شان دارند؛ اما واقعیت این است که این برنامه‌ها را فقط برای یک مدت کوتاه می‌شود اجرا کرد.

آدم از اینکه بخواهد همه‌چیز را از قبل پیش‌بینی کند و خیلی اتوکشیده و مرتب سر ساعت همۀ کارهای مشخص‌شده را انجام بدهد، دیر یا زود خسته می‌شود. پس تکنیک‌های دیگری لازم است تا به این نظم شخصی بیشتری دسترسی پیدا کنیم.

۴

می‌توانیم منظم باشیم یا نباشیم. این یک انتخاب است.

روش‌هایی برای بالا بردن احتمال منظم شدن:

 

تمرکز لیزری یا توجه سرسری؟

مثل لیزری که بر روی یک نقطه می‌تابد و با شدت گرمایی که تولید می‌کند حتی می‌تواند آهن را ذوب کند، می‌توانیم توجه و تمرکز خودمان را صرف انجام دادن یک کار به‌خصوص کنیم یا آن را سرسری انجام دهیم.

برای متمرکز شدن نیاز داریم:

  • وقتی کار می‌کنیم هر عاملی که باعث حواس‌پرتی می‌شود را از خود دور کنیم.
  • در هرزمانی فقط یک کار را انجام دهیم نه بیشتر.
  • محیطی که در آن کار می‌کنیم را طوری خلوت کنیم که فقط ابزار و وسایل لازم برای انجام دادن کار باقی بماند.
  • زمان‌ شروع کار و تمام کردن کار را مشخص کنیم.

 

کار کردن گروهی یا کار انفرادی؟

فرض کنید یک نفری هست که پشت شما ایستاده و هر وقت می‌خواهید کاری انجام دهید، شما را به سمت جلو هل می‌دهد.

حالا تصور کنید چندین نفر هستند که با نگاهشان به شما یادآوری می‌کنند که باید روبه‌جلو حرکت کنید.

خاصیت کار گروهی این است که چنین فشاری را به شما وارد می‌کند.

وقتی به دوستتان می‌گویید که قرار است فلان کار را انجام دهید،

وقتی جایی اعلام می‌کنید که می‌خواهید چه هدفی را دنبال کنید،

مثل این است که نگاه افراد زیادی را به خود جلب می‌کنید تا شما را تماشا کنند و با نگاهشان باعث شوند به سمت جلو حرکت کنید.

پس اگر می‌خواهید احتمال انجام دادن کارهایتان در زمانی که برای آن‌ها مشخص کرده‌اید بیشتر شود، هدف خود را با کسی یا با افرادی در میان بگذارید.

 

گوشی، بازی یا کار؟

یکی از دلایل ساده‌ای که البته خودتان بهتر از هر کسی می‌دانید که باعث حواس‌پرتی شما شده است، سر زدن وقت و بی‌وقت به اینترنت و چک کردن گوشی و لپ‌تاپ و تبلت است.

قرار نیست هیچ‌کدام از این‌ها را حذف کنید فقط باید جایی از روز را در زمانی مشخص به آن اختصاص بدهید.

مثلاً با خودتان قرار بگذارید روزی ۲ ساعت از اینترنت استفاده کنید و این دو ساعت را هم دقیقاً مشخص کنید که صبح باشد یا ظهر یا شب.

در زمان‌های دیگر آن‌ها را خاموش کنید یا کنار بگذارید و روی کار تمرکز لیزری کنید.

 

فهرست کردن کارها یا اعتماد کردن به ذهن؟

ما آن‌قدرها هم که فکرش را می‌کنیم باهوش نیستیم.

مغز ما حال و حوصلۀ زیادی ندارد برای به خاطر سپردن خیلی از چیزها و ترجیح می‌دهد تا جایی که برایش امکان دارد انرژی مصرف نکند. پس بعید نیست خیلی از چیزهایی که با آن‌ها مواجه می‌شویم را در کوتاه‌مدت از حافظه پاک کند.

اگر همه‌چیز را به ذهنتان بسپارید، یک‌باره به خودتان می‌آیید و می‌بینید خسته شده‌اید بدون اینکه کار خاصی انجام داده باشید.

پس از ابزارهای کمکی استفاده کنید.

همۀ کارها را یادداشت کنید.

عادت کنید همیشه دفترچه و تقویمی همراه خودتان داشته باشید و در آن مشخص کنید چه‌کارهایی را باید در چه زمان‌هایی انجام دهید.

هر چیزی که باید به خاطر بسپارید را یادداشت کنید و از حافظه پاک کنید. حالا با خیال راحت می‌دانید که در زمان مناسب کار را بدون فراموش کردن انجام می‌دهید و یک تصویر روشن از تمام کارهایی که باید انجام دهید روی صفحۀ کاغذ دارید.

 

ساختن یک محیط متفاوت یا همینه که هست؟

راضی نشوید در هر محیطی کار کنید.

تلاش کنید تا محیطی که در آن هستید را به شکل دلخواه خودتان دربیاورید.

منظورم این نیست هزینه کنید و چیزهایی بخرید تا محیط را تغییر دهید. منظورم این است که ابزار و لوازم کار تان را دم دست قرار دهید و هر چیز مزاحمی را تا حد امکان دور کنید.

محیط شما شامل همۀ این‌ها می‌شود:

  • کتاب‌هایی که می‌خوانید.
  • وب‌سایت‌هایی که می‌بینید.
  • شبکه‌های اجتماعی که به آن‌ها سر می‌زنید.
  • دوستانی که دارید.
  • مکانی که در آن کار و زندگی می‌کنید.

اگر نظم شخصی ندارید، شاید محیطی که در آن هستید جای اشتباهی است.

 

یک قیام خونین یا رشد با زمان؟

ما ریزریز عادت‌ می‌کنیم تا خیلی از کارها را بکنیم و خیلی از کارهای دیگر را نه.

خواب‌وخیال است اگر بخواهیم یک‌شبه راه صدساله برویم یا بخواهیم مثل یک قیام خونین، همۀ مشکلات را از پا دربیاوریم و یک‌باره به یک آدم منظم تبدیل بشویم.

منظم شدن و داشتن انضباط فردی به زمان نیاز دارد. ما کم‌کم عادت می‌کنیم تا منظم‌تر باشیم.

برای شروع خوب است از یک‌گوشۀ کوچک شروع کنیم. مثلاً کاری که در آن بی‌نظمی داریم را انتخاب کنیم و با خودمان بگوییم من فقط یک‌هزارم از بی‌نظمی‌ام را کم می‌کنم.

مثلاً اگر در تمیز کردن اتاق بی‌نظمی داریم، از برداشتن فقط یک آشغال از روی زمین شروع کنیم.

اگر در خوردن ویتامین و آب بی‌نظمی داریم برای شروع فقط یک جرعه آب بخوریم نه بیشتر.

همین کارهای سادۀ کوچک کم‌کم عادتِ منظم بودن را در ما شکل می‌دهد و وقتی دیدیم از عهدۀ انجام کار کوچک برای کدت زمانی برمی‌آییم بازهم یک‌قدم کوچک دیگر به آن اضافه می‌کنیم.

ذهن ما برای منظم بودن شرطی می‌شود وقتی کم‌کم آن را به انجام دادن کارهای جدید عادت می‌دهیم.

 

طراحی روز از شب قبل یا کار در لحظه؟

فکر کنید قرار است با هواپیما به سفری بروید.

برایتان معلوم است که الآن کجا هستید، قرار است فردا کجا باشید، حدود ساعتی که می‌رسید برایتان مشخص است و از قبل چمدان بسته‌اید و لوازم موردنیاز را برداشته‌اید.

ما هرروز شروع می‌کنیم تا به سفر برویم.

یک روز تازه را شروع می‌کنیم تا به کارهایی که برایمان مهم هستند برسیم.

پس مهم است که بدانیم قرار است به کجا برویم، مهم است بدانیم که چه چیزهایی نیاز داریم و برای کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم به چقدر زمان احتیاج داریم.

اگر می‌خواهیم هرروز را با نظم بیشتری پشت سر بگذاریم لازم است از شب قبل برایش برنامه‌ریزی کنیم.

از شب قبل مشخص کنیم قرار است چه کارهایی را به چه ترتیبی و در چه حدود زمانی قرار است انجام دهیم.

مهم است که فهرستی از این کارها را بنویسیم تا فردا که از خواب بیدار می‌شویم، با نگاه کردن به این فهرست، برنامۀ کلی کار خود را بدانیم.

 

تند بودن یا کند بودن؟

شما به تند بودن معروف هستید یا به کند بودن؟

خوب است که آدم به کسی معروف شود که کارها را بدون تأخیر و سریع انجام می‌دهد.

وقتی کار را برای دقیقه نود می‌گذاریم، استرس و فشار زیادی را تجربه می‌کنیم.

بهتر است عادت کنیم تا کارها را زودتر از زمانی که برایشان مشخص کرده‌ایم انجام دهیم.

با خودتان قرار بگذارید که برای انجام دادن کارهای کوچک، هیچ تعللی نکنید. سریع دست به کار شوید و انجامشان دهید.

به‌مرورزمان به اینکه سریع دست به عمل بزنید عادت می‌کنید و بعد می‌‌توانید انجام کارهای بزرگ‌تر را هم بدون تأخیر به سرانجام برسانید.

برای شروع، کارهایی که از شما کمتر از ۵ دقیقه وقت می‌گیرند را بدون معطلی انجام دهید.

این روند را برای چند هفته حفظ کنید و بعد به سراغ انجام دادن سریع کارهای بزرگ‌تر بروید.

 

همه‌یاهیچ؟

اگر اولویت‌بندی نداشته باشید، اگر ندانید که قرار است کارهایتان را به چه ترتیبی انجام دهید، احتمالاً سردرگم و پریشان می‌شوید.

وقتی بخواهید همه کاری را باهم انجام دهید به‌احتمال‌زیاد هیچ کاری انجام نخواهید داد.

اما وقتی اولویت‌بندی می‌کنید، مجبورید روی یک سری از کارها را خط بکشید و آن‌ها را ندید بگیرید تا به کارهای مهم‌تر و ضروری‌تر برسید.

برای اولویت‌بندی کارها:

فهرستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید.

با شماره زدن یک دو سه چهار مشخص کنید کدام کار مهم‌تر است و کدام کار اولویت پایین‌تری دارد.

شمارۀ یک تا سه یعنی سه کار اولویت‌دار را انتخاب کنید.

بقیۀ کارها را فعلاً کنار بگذارید.

مشخص کنید این سه کار را در چه زمانی می‌توانید انجام دهید.

بعد از انجام دادن این سه اولویت اصلی به سراغ کارهای بعدی بروید و باز با مشخص کردن اهمیتی که دارند، به ترتیب انجامشان دهید.

 

کار خوب یا خواب خوب؟

آدم منظم الزاماً آدم سحرخیز نیست ولی کسی است که برنامۀ مشخصی برای خواب‌وبیداری‌اش دارد.

آدم منظم الزاماً رژیم غذایی سفت و سختی ندارد ولی می‌داند که چه چیزهایی را باید در چه زمان‌هایی بخورد.

یک برنامۀ مشخص غذایی و یک برنامۀ مشخص برای ساعت خواب‌وبیداری تنظیم کنید و آن را روی دیوار نصب کنید.

درست است که احتمالاً خیلی وقت‌ها آن را اجرا نمی‌کنید اما همین‌که یک برنامه داشته باشید، کم‌کم ذهنتان این نظم را باور می‌کند و به‌مرورزمان شرایط را طوری تغییر می‌دهید که به این برنامه پایبند بمانید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *