برنامه ریزی روزانه و درسی برای نوجوانان | چگونه برنامه‌ریزی کنیم تا موفق شویم

یک رستوران بزرگ را در نظر بگیرید که همراه با خانواده برای صرف ناهار به آنجا رفته‌اید.

همه‌چیز مرتب و سر جای خودش است.

میزها به شکلی منظم چیده شده‌اند و همۀ جزئیاتی که به چشم می‌آیند به شکلی هنرمندانه سر جای خودش قرار گرفته است.

حالا بیایید آشپزخانۀ بزرگ رستوران را که از دید شما خارج است تصور کنیم.

افراد زیادی در اینجا مشغول به کار هستند.

از سکوتی که در سالن وجود دارد اینجا خبری نیست. همه باهم حرف می‌زنند و تلاش می‌کنند تا به‌سرعت کار کنند و سفارشات را به‌موقع تحویل بدهند.

مواد غذایی از یک طرف وارد می‌شود، غذاهای پخته شده از یک طرف خارج می‌شود، سفارشات می‌رسد و مواد اولیه تقسیم می‌شوند، ترکیب می‌شوند، پخته می‌شوند و درنهایت تزیین‌شدۀ آن‌ها به میزهای مرتب جلوی سالن می‌رسد که پذیرای مهمانانی است که موسیقی ملایمی را گوش می‌کنند.

همۀ ما انتظار داریم کاری که می‌کنیم، شبیه به این سالن آرام باشد. همه چیز با نظم و ترتیب سر جای خودش قرار بگیرد.

اما واقعیت آن است که کار ما، بیشتر شبیه به کاری است که پشت صحنه انجام می‌شود: پرسروصدا، با آشفتگی، استرس و شلوغ‌کاری.

حالا ببینیم چه چیزی است که این دو صحنه را به هم وصل می‌کند و هراندازه هم که کار در آشفتگی انجام شود، نتیجه‌ای آرام خلق می‌کند؟

بله. این حلقۀ طلایی، برنامه‌ریزی است.

ما می‌توانیم با برنامه‌ریزی ذهن ناآرام خود را آرام کنیم.

می‌توانیم با برنامه‌ریزی اولویت کارها را مشخص کنیم و بی‌نظمی دور شویم.

و برنامه‌ریزی کمک می‌کند تا کارمان به صحنۀ جلوی رستوران شبیه شود.

حالا ببینیم چطور می‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم.

 

آماده کردن محیط برای برنامه‌ریزی

دیگران را در جریان کاری که داریم می‌گذاریم تا زمانی که مشغول انجام دادن آن هستیم مزاحمتی برایمان ایجاد نکنند.

همۀ لوازم و ابزاری که برای انجام دادن کار نیاز داریم از قبل تهیه می‌کنیم و دم دست می‌گذاریم.

روی تقویمی که همیشه همراه داریم، زمان شروع و پایان هر کار را مشخص می‌کنیم.

محرک‌هایی درست می‌کنیم تا انجام دادن کار را مطابق برنامه به ما یادآوری کنند. مثلاً روی لپ‌تاپ خود کاغذ رنگی می‌چسبانیم، ساعت را کوک می‌کنیم یا از کسی می‌خواهیم زمان انجام کار را به ما یادآوری کند.

تعداد محدودی از کارهایی که باید در طول هفته انجام دهیم را مشخص می‌کنیم. مثلاً سه کار اصلی که باید در هفته انجام شوند را مشخص می‌کنیم و این کارها را روی دیواری مقابل چشمانمان نصب می‌کنیم.

حتی برای خودِ برنامه‌ریزی هم برنامه‌ریزی می‌کنیم تا به درازا نکشد و در مدت‌زمان محدودی به سرانجام برسد.

 

ماتریس برنامه‌ریزی روزانه و برنامه‌ریزی درسی

آیزنهاور ماتریس معروفی دارد برای مدیریت زمان و برنامه‌ریزی.

با کمک این ماتریس می‌توانید کارهایتان را خیلی بهتر برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کنید.

این ماتریس چهارخانه، کارها را به ترتیب فوریت در انجام دادن و میزان اهمیت، تقسیم‌بندی می‌کند.

 

مهم و فوری مهم و غیر فوری
غیر مهم و فوری غیر مهم و غیر فوری

 

  • خانۀ اول مربوط به کارهای مهمی است که باید فوری انجام شوند.
  • خانۀ دوم کارهایی است که مهم هستند اما برای انجام دادن آن‌ها هیچ فوریتی وجود ندارد.
  • خانۀ سوم کارهایی هستند که مهم نیستند اما باید فوراً انجام شوند.
  • خانۀ چهارم هم کارهایی نه فوری و نه مهم هستند.

 

مثال:

کارهای مهم و فوری: امتحانی که فردا دارید، پروژه‌ای که بای تحویل بدهید، رسیدگی به مریضی که در خانه دارید.

کارهای مهم و غیر فوری: یادگیری زبان، یادگیری یک مهارت تازه مثل موسیقی، ورزش کردن، ساختن ارتباطات بیشتر با دوستانی خوب.

کارهای غیر مهم فوری: قرار ملاقاتی که با یک دوست بیخود دارید، تلفنی که برای هماهنگی مجبورید بزنید.

کارهای غیرمهم و غیر فوری: چک کردن اینستاگرام، بازی کردن، وقت‌گذرانی بی‌هدف.

 

  • بهتر است فهرستی از کارهای مختلفی که باید انجام بدهید را تهیه کنید و ببینید بیشتر این کارها در کدام خانۀ بالا قرار می‌گیرند؟
  • حالا اولویت‌بندی کنید.

کارهای مهم و فوری را اول انجام دهید. به‌هرحال این کارها اهمیت زیادی دارند و البته زمان زیادی هم برای انجامشان فرصت ندارید.

کارهای مهم و غیر فوری را در اولویت دوم انجام دهید. درست است که این کارها فوری نیستند اما آیندۀ شما را می‌سازند. اینجا همان‌جایی است که تفاوت نوجوان موفق و نوجوان ناموفق مشخص می‌شود.

نوجوان موفق برای انجام دادن کارهای مهمی وقت می‌گذارد که اتفاقاً می‌تواند آن‌ها را به بعد موکول کند.

نوجوان ناموفق این کارها را به بعد موکول می‌کند.

به همین دلیل نوجوانی که هرروز قدمی انجام دادن این کارهای غیرفوری برمی‌دارد، بعد از چند ماه یا چند سال، می‌تواند از مهارتی که کسب کرده استفاده کند و نسبت به همسالانش متمایز شود.

در مرحلۀ بعد، کارهای فوری و غیر مهم را جای دهید و در آخر، اگر می‌توانید کارهای غیرمهم و غیر فوری را حذف کنید تا زمانتان برای انجام دادن سایر کارها آزاد شود.

  • اشتباه نکنید. مثلاً تفریح کردن، جزو کارهای غیرمهم و غیر فوری نیست. به نظر من جزو کارهای مهم و غیر فوری است. گاهی هم جزو کارهای غیرمهم اما فوری.

شما با تفریح درست انرژی کافی برای انجام دادن کارها را کسب می‌کنید پس چرا باید خودتان را از آن محروم کنید؟

 

مراحل برنامه‌ریزی

مرحلۀ ۱: همۀ موضوعاتی که به آن‌ها فکر می‌کنیم را می‌نویسیم.

مرحلۀ ۲: کارها و برنامه‌هایی که داریم را دقیق مشخص می‌کنیم.

مرحلۀ ۳: مدت‌زمانی که هر کاری باید انجام شود را مشخص می‌کنیم.

مرحلۀ ۴: هر کار را به بخش‌های کوچک آن تجزیه می‌کنیم تا ببینیم در هر مرحله باید کدام بخش از کار را انجام دهیم.

مرحلۀ ۵: هرروز را به سه بخش تقسیم می‌کنیم: قبل از ظهر، بعدازظهر و شب.

مرحلۀ ۶: کارها را به ترتیب اهمیت اولویت‌بندی می‌کنیم.

مرحلۀ ۷: مشخص می‌کنیم چه کاری را باید در چه زمانی از روز انجام دهیم.

مرحلۀ ۸: برای هر کار، حتماً یک مدت‌زمان پایانی در نظر می‌گیریم.

مرحلۀ ۹: برنامۀ نوشته‌شده را مقابل چشمان خود روی دیوار نصب می‌کنیم.

مرحلۀ ۱۰: هر بار که بخشی از کار انجام شد، مقابل مورد انجام‌شده تیک می‌زنیم و به سراغ انجام کار بعدی می‌رویم.

 

نکات مهم برای برنامه‌ریزی روزانه

  1. برنامه‌ریزی روزانه را روزانه انجام ندهید

شاید از این عبارت تعجب کنید چون همان‌طور که از اسم برنامه‌ریزی روزانه پیداست، منظور برنامه ریختن برای هرروز است. پس چرا نباید آن را روزانه انجام داد؟

ببینید. برای اینکه یک برنامۀ خوب روزانه داشته باشید، باید از قبل دربارۀ آن فکر کرده باشید. همین‌طور بهتر است برنامۀ هرروز شما، جزئی از یک برنامۀ بزرگ‌تر باشد.

یک گردنبند مرواریدی را تصور کنید که دانه‌های مروارید آن توسط بندی به هم متصل هستند. اگر این بند پاره شود و دانه‌ای از این گردنبند بیفتد، ممکن است دانه‌های دیگر هم پشت سر هم جدا شوند.

حالا تصور کنید برنامۀ هرروز شما جزئی از یک برنامۀ بزرگ‌تر است.

شما از قبل برای یک ماه خود هدفی مشخص کرده‌اید و با خودتان گفته‌اید برای اینکه به این هدف برسید نیاز است تا هر روز کارهای خاصی را انجام دهید.

این هدف ماهانه، همان بندی است که کارهای روزانۀ شما را به هم وصل می‌کند. پس کارهایی که هر روز انجام می‌دهید از هم جدا نیستند بلکه به کارهای دیروز و فردا متصل هستند.

پس کاری که بهتر است انجام دهید:

  • یک روز بنشینید و برای یک هفته یا یک ماه خود برنامه‌ریزی کنید.
  • ببینید دوست دارید در آخر این هفته یا این ماه چه کارهایی را انجام داده باشید.
  • حالا کل این کارها را به روزهای هفته تقسیم کنید و تعیین کنید برای هروز چه کارهایی را باید انجام دهید.
  • بهتر است دقیق مشخص کنید که مثلاً تا آخر هرروز، چه کارهایی باید انجام شده باشد؟ چقدر؟ و چه نتایجی به دست آمده باشد؟

 

  1. هدف‌گذاری کنید

اگر می‌خواهید به مورد اول برسید نیاز است تا هدفگذاری دقیقی داشته باشید.

برای این منظور بهتر است این کارها را انجام دهید:

  • مشخص کنید الان کجا هستید.
  • دوست دارید در رابطه با کارهایی که می‌خواهید انجام دهید در کدام نقطه قرار بگیرید.
  • برای اینکه این فاصله را پر کنید نیاز است چه کارهایی را انجام دهید؟
  • برای امجام شدن این کارها باید چه اقداماتی را در طول ماه انجام دهید؟
  • در طول هفته چطور؟
  • برای هرروز باید چه کارهایی بکنید؟
  • درکل ببینید باید چه قدم‌های کوچکی را روزانه بردارید تا به برنامۀ بلندمدتی که در ذهن دارید برسید.

 

  1. برنامه‌ریزی را به یک عادت و کاری دوست‌داشتنی تبدیل کنید

احتمالاً شما هم مثل هزاران نفر دیگر، بارها برنامه‌ریزی کرده‌اید اما نتوانسته‌اید به آن متعهد بمانید.

یکی از دلایلش این است که برنامه را یک کار خشک و بی‌روح و سخت می‌بینید.

برای اینکه بتوانید تعهد خود را به برنامه بیشتر کنید، بهتر است این کارها را انجام دهید:

  • هرچند می‌دانید به برنامه‌ای که تعریف می‌کنید نمی‌توانید متعهد بمانید اما بازهم برنامه‌ریزی کنید.
  • از جدول‌های برنامه‌ریزی که با آن‌ها ارتباط بهتری برقرار می‌کنید استفاده کنید. این جداول می‌توانند به صورت دفترچه‌های کاغذی برنامه‌ریزی باشند یا به صورت نرم‌افزاری که روی گوشی، تبلت یا لپ‌تاپ خود نصب می‌کنید.
  • یک همراهِ برنامه‌ریزی پیدا کنید. کسی که اهداف مشترکی با شما داشته باشد و بتوانید باهم کارهایتان را پیش ببرید.
  • زیاد به خودتان سخت نگیرید. برنامه را طوری بچینید که جایی برای در رفتن و شانه خالی کردن از انجام بعضی کارها در آن وجود داشته باشد.

 

  1. برنامه‌ریزی را منعطف کنید

اگر قرار باشد برای همۀساعت‌های شبانه‌روز برنامه بریزیید و مثلاً حتی زمان دستشویی رفتن و خوردن و خوابیدن را در آن بگذارید، حس یک زندانی را خواهید داشت که دیر یا زود راهی برای فرار از این زندان پیدا می‌کنید و فرار را بر قرار ترجیح می‌دهید.

بهترین کار این است که دست خودتان را برای برنامه ریختن باز بگذارید.

پس بهتر است:

  • برای همه چیز و انجام همۀ کارها برنامه‌ریزی نکنید.
  • ساعت‌های مشخص و سفت و سختی در نظر نگیرید. به‌جای آن با خودتان بگویید که مثلاً من تا ظهر این‌ کارها را امجام می‌دهم یا تا عصر کارهای دیگر را.
  • جایی برای کارهای پیش‌بینی نشده در نظر بگیرید.
  • جایی برای تنبلی و خواب بی‌موقع هم در نظر بگیرید.
  • یک سری کارها را هم تعریف کنید که اگر به هر دلیلی نتوانستید کارهای ضروری را انجام دهید، به سراغ این کارها بروید و آن‌ها را با فعالیت‌هایی که در دفتر خود نوشته‌اید جایگزین کنید.

 

  1. برنامه را مقابل چشمان خود قرار دهید تا هرروز ببینید

مهم است که بتوانید برنامۀ روزانۀ خود را ببینید. هر بار که چشمان شما به این برنامه می‌خورد، آلارمی در ذهنتان روشن می‌شود و هشدار می‌دهد تا به سراغ انجام دادن کار بروید.

پس برنامۀ روزانه و هفتگی و ماهانۀ خود را روی دیوار، روی لپ‌تاپ، آینه یا هرجایی که بتوانید آن را بهتر ببینید قرار بدهید.

 

  1. زمان استراحت را به رسمیت بشناسید

برنامه‌ریزی کردن به معنی حذف کردن تنبلی، تفریح، خواب، استراحت یا چیزهای ضروری دیگر نیست.

ما همان اندازه که به کار کردن نیاز داریم، به هیچ کاری نکردن هم نیاز داریم.

اگر این نباشد، مثل یک ربات خواهیم شد و طولی نمی‌کشد که دست از همۀ برنامه‌ها برمی‌داریم و به هیچ کدام از کارهایی که باید انجام شوند، عمل نمی‌کنیم.

پس:

  • زمان‌های هیچ کاری نکردن را به رسمیت بشناسید.
  • واقعاً در این زمان‌ها هیچ کاری انجام ندهید و حتی به کار کردن فکر هم نکنید.
  • عذاب وجدان نداشته باشید و بدانید کار نکردن و استراحت، انرژی لازم برای بازگشت به کار و حتی انجام دادن بهتر فعالیت‌ها را برایتان فراهم می‌کند.

 

  1. خیلی دست بالا برنامه‌ریزی نکنید

مشکلی که خیلی از ما با هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی داریم این است که وقتی به آن عمل نمی‌کنیم، حس خیلی بدی را تجربه می‌کنیم. حس بازنده‌ای را داریم که بازهم نتوانسته از عهدۀ کارهایش بربیاید.

برای اینکه این احساس بد را کمتر تجربه کنیم لازم است این موضوعات را بدانیم:

  • این را بپذیرید که قرار نیست از عهدۀ انجام دادن همۀ کارها بربیایید.
  • این را بدانید که برنامه‌ریزی می‌کنید اما خیلی چیزها هستند که قابل پیش‌بینی نیستند و می‌توانند کل برنامۀ شما را به هم بریزند.
  • از آن چیزی که توانایی انجام دادنش را دارید کمتر برنامه بچینید و تلاش کنید بیشتر از آن عمل کنید.
  • وقتی دست بالا برنامه می‌ریزید و خیلی خوش‌بینانه رفتار می‌‌کنید، ممکن است در عمل از عهدۀ برنامه برنیایید و در این موقع احساس شکست می‌کنید.

 

  1. زمان برنامه‌ریزی را کوتاه کنید

برای برنامه ریختن ساعت‌ها وقت صرف نکنید. زمان برنامه‌ریزی را محدود کنید.

نگذارید برنامه ریختن شما را خسته کند. یا بدتر از آن، نگذارید برنامه‌‌ریزی جای کار و فعالیت اصلی را بگیرد.

زمان زیادی صرف برنامه ریختن نکنید اما مداوم هر صبح و هر شب چک کنید چه کارهایی انجام شده‌اند و چه کارهایی را باید در آینده انجام دهید.

 

  1. کارهای تکراری را مشخص کنید

یک سری کارها هستند که به شکل روتین و تکراری هرروز انجام می‌شوند. این کارها را مشخص کنید و برایشان این اقدامات را انجام دهید:

  • اولاً ببینید انجام دادن کادامیک از این کارها ضروری و کدام غیرضروری است؟
  • کارهای مهم را همچنان انجام دهید و کارهای غیرمهم را حذف کنید.
  • هرروز در برنامۀ خود جایی برای انجام دادن کارهای روتین و مهم باز کنید.
  • احتمالاً چون این کارها را بارها انجام داده‌اید، برایتان دشوار نیست که به سراغشان بروید. پس این کارها را طوری در برنامۀ هرروز خود جای بدهید که با کمک آن‌ها، کارهای سخت را هم انجام دهید.

 

نکات مهم برای برنامه‌ریزی درسی

  1. برای برنامه‌ریز درسی، اولویت‌بندی کنید

هیچ‌کسی نمی‌تواند همۀ کارها را باهم انجام بدهد. از طرفی، همۀ ما کلی کار داریم که عقب‌افتاده و حالا روی هم تلنبار شده‌اند.

برای اینکه بتوانیم از عهدۀ انجام دادن این کارها برآییم، باید آن‌ها را اولویت‌بندی کنیم.

اولویت‌بندی کردن را می‌توانیم به این ترتیب انجام دهیم:

  • کارها، درس‌ها و فعالیت‌هایی که باید انجام دهیم را بنویسیم.
  • حالا به ترتیب اهمیت این درس‌ها و کارها، آن‌ها را از بالا تا پایین مرتب کنیم.
  • درس و کار ضروری‌تر را شمارۀ یک بگذاریم، کاری که اهمیت بعدی را دارد شمارۀ دو و ادامه دهیم طوری که شمارۀ آخر، کاری باشد که اهمیت و ضرورتش از بقیۀ کارها کمتر است.
  • حالا برای هر کدام از این کارها زمانی برای انجام دادن مشخص کنیم. تاریخ و روزی که باید انجام شود.
  • دقیقاً مشخص کنیم که در هر تاریخ، چه قسمتی از درس یا کار باید انجام شود.
  • این اولویت‌ها را در روزهای هفته تقسیم کنیم تا به‌مرورزمان هربار به سراغ یکی از آن‌ها برویم.
  • بهتر است واقع‌بین باشیم و نخواهیم همۀ درس‌های عقب‌افتاده را یکباره جبران کنیم بلکه تصمیم بگریم تا منطقی و اصولی آن‌ها را پیش ببریم.

 

  1. منابع لازم برای عمل کردن به برنامه را تهیه کنید

برای انجام دادن هر کاری، ما به یک سری منابع و ابزار نیاز داریم.

مثلاً ممکن است به چنین چیزهایی نیاز داشته باشیم:

اطلاعات تازه،

کمک فردی دیگر،

ابزار مخصوصی برای انجام دادن کار،

انرژی و توان کافی،

زمان،

پول،

مهارت،

و هر چیز دیگری که بدون آن، کار پیش نمی‌رود.

حالا برای برنامه‌ریزی درسی به چه منابعی نیاز داریم؟

فهرستی از همۀ چیزهایی که نیاز دارید را تهیه کنید. از قلم و کاغذ گرفته تا حوصله و انرژی.

دقت کنید و ببینید اگر تا الان درس‌ها عقب افتاده‌اند، به خاطر نداشتن کدام منابع بوده؟

چطور می‌توانید این را تهیه کنید و به فهرست داشته‌هایتان اضافه کنید تا دوباره درس‌های بیشتری پشت گوش نیفتد؟

 

  1. اول شفاف کنید بعد برنامه‌ریزی

اینکه «من درس دارم» اصلاً نه شفاف است می‌خواهید چه کار کنید نه به شما انگیزه و توان انجام دادن کار را می‌دهد.

بهتر است به جای این عبارت یا چیزهای کلی‌تری مثل این، دقیقاً مشخص کنید چه درسی دارید، چرا باید آن را بخوانید و چگونه و در چند روز می‌توانید انجامش دهید؟

عادت کنید تا همه چیز را منظم و شفاف کنید. وقتی این کار را می‌کنید، کمتر دچار سردرگمی می‌شوید.

یکی از دلایلی که ما کارهایمان را عقب می‌اندازیم این است که ذهنیت مشخصی نسبت به موضوع نداریم. به همین دلیل زمان زیادی را صرف فکر کردن دربارۀ این می‌کنیم که اصلاً چه کاری انجام دهیم. در حالی که همین زمان می‌توانست صرف انجام دادن خودِ کار شود.

از قبل هدفگذاری کنید. طبق چیزی که در شمارۀ یک گفته شد، درس‌ها را اولویت‌بندی کنید، بعد دست به اقدام بزنید.

 

  1. از ابزارهایی برای مدیریت زمان استفاده کنید
  • از ساعت شنی استفاده کنید. این ساعت را مقابل خود روی میز بگذارید و زمان از دست رفته را با آن بهتر ببینید. شاید انگیزه‌ای شد تا کارها را مرتب‌تر انجام دهید.
  • از تکنیک پومودورو و مدیریت زمان استفاده کنید. این تکنیک ساده می‌تواند برنامۀ درس خواندن و حتی هر برنامۀ مهم دیگری که در زندگی دارید را به‌کل تغییر بدهد و بهبود ببخشد.
  • از جدول‌ها و نمودارهایی استفاده کنید که آن‌ها را می‌کشید و طبق زمان‌بندی مشخص می‌کنید هر روز هفته باید به چه درسی بپردازید. این جدول‌ها را مقابل چشمان خود قرا بدهید تا هرروز در جریان برنامه‌ای که طراحی کرده‌اید باشید.
  • از نرم‌افزارهایی که برای مدیریت زمان وجود دارند استفاده کنید و آلارم آن‌ها را روشن کنید تا هر وقت زمان درس خواندن شد، به شما هشدار بدهند.

 

  1. نه گفتن را یاد بگیرید

اطلاع دادن به دیگران را یاد بگیرید. قرار نیست شما همیشه و همه‌جا در دسترس باشید.

برنامۀ درسی خود را قبل از هرکسی برای خودتان مشخص کنید، برنامۀ هفتگی را مشخص کنید و طبق این برنامه رفتار کنید.

دیگران را هم در جریان بگذارید که قرار است با این برنامه پیش بروید و نمی‌توانید به همۀ خواسته‌های آن‌ها عمل کنید.

حالا این وسط اگر دوستی، کسی از شما چیزی خواست که باید برایش زمان می‌گذاشتید، ابتدا به این لیست برنامه‌ها نگاه کنید و اگر دیدید با برنامۀ درسی تداخل دارد، خیلی راحت نه بگویید.

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *