چگونه در دوران نوجوانی شاد باشیم | ۲۰ راهکار شاد بودن

«ما هیچ وظیفه‌ای را به‌اندازۀ وظیفۀ شاد بودن دست کم نمی‌گیریم

رابرت لوئیس استیونسون

 

ما رنگ چشم‌هایمان، رنگ پوست و مو و بسیاری از خصوصیات ظاهری دیگر را از خانوادۀ خود به ارث می‌بریم.

جالب است که خیلی از ویژگی‌های روحی و روانی والدین خود را هم به ارث می‌بریم.

در صحبت‌هایی که با اطرافیان خود داریم، خیلی می‌شنویم که ویژگی خاصی از شخصیت‌شان را ارثی می‌دانند و ابراز می‌کنند که «همینه که هست و کاریش نمیشه کرد.»

یکی از ویژگی‌هایی که گاهی افراد به آن اشاره می‌کنند و تماماً آن را مربوط به عواملی می‌دانند که در محیط زندگی‌شان وجود دارد، ویژگی شاد بودن، غمگین بودن، افسردگی و درکل احساس شادی و غمشان است.

حالا ثابت شده که درست است بخشی از میزان شادمانی ما به ویژگی‌های وراثتی ما برمی‌گردد و درصدی از میزان شاد بودن آدم‌ها را محیطی که در آن زندگی می‌کنند تعیین می‌کند اما بخش بزرگ و قابل‌توجهی از احساس شادی، در کنترل خود ماست.

 

چند نکتۀ مهم در مورد شادی و ناشاد بودن

 

  • شادمانی مثل خیلی دیگر از ویژگی‌های شخصیتی که داریم، یک عادت است.

عادتِ شاد بودن مثل خیلی از عادت‌های دیگری که در زندگی به آن‌ها دچار هستیم، می‌تواند به بخشی از زندگی ما اضافه شود.

عادت کردن به چیزی یعنی آن موضوع این‌قدر برایمان تکرار شده باشد و این‌قدر با آن اُخت باشیم که به شکل خودکار و ناخودآگاه انجامش دهیم.

هرکاری که برای انجام دادنش وقت می‌گذاریم و برای مدت‌زمانی به شکل مرتب انجامش می‌دهیم می‌‌تواند به یک عادت تبدیل شود.

بعضی از عادت‌های ما بی‌سروصدا اتفاق می‌افتند و اصلاً حواسمان نیست که به آن‌ها عادت کرده‌ایم. مثل وقتی به سرما یا گرمای هوا عادت می‌کنیم و احساسش نمی‌کنیم یا وقتی به‌محض بیدار شدن از خواب گوشی تلفن را چک می‌کنیم.

برای پرورش خیلی از عادت‌ها آگاهانه تصمیم نگرفته‌ایم اما نیاز است خیلی از عادت‌ها را حساب شده و با برنامه‌ریزی در خود پرورش بدهیم. یکی از این‌ عادت‌هایی که نیاز به پرورش دارد، عادتِ شاد بودن است.

 

  • شادی مثل بسیاری از چیزهای دیگر، حتی یک مهارت است.

مهارت چیزی است که می‌شود با تمرین و تکرار میزان آن را در خودمان افزایش بدهیم. مثلاً کسی که می‌تواند سریع تایپ کند، تند بخواند، حرکت ورزشی خاصی را انجام دهد، ضرب و تقسیم‌های بزرگی را به شکل ذهنی انجام دهد، به مهارتی دست پیدا کرده که درنتیجۀ تمرین و تکرار به وجود آمده است.

مهارت شاد بودن هم وقتی به وجود می‌آید که ما هرروز برای پرورش این ویژگی شخصیتی زمان و انرژی بگذاریم و برای به دست آوردنش تلاش کنیم.

 

  • شادی بودن از سه بخش مهم تشکیل شده است.

یک بخش شاد بودن، به ویژگی‌های وراثتی و خانواده و والدین ما برمی‌گردد که خب نمی‌توانیم برایش کاری انجام دهیم.

یک بخش دیگر شادی به محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، آدم‌هایی که با آن‌ها رابطه داریم و درکل به شرایط زندگی‌مان برمی‌گردد که باز هم نمی‌توانیم برایش کار چندان زیادی انجام دهیم.

اما بخش مهم ماجرا، شاد بودن به خاطر چیزهایی است که تحت کنترل ما هستند و می‌توانیم آن‌ها را تغییر بدهیم. در ادامه به این مطلب می‌پردازیم.

 

اتفاقات بد کمتر از آن چیزی که فکر می‌کنیم روی میزان شاد بودن ما تأثیر می‌گذارند

تحقیقات زیادی انجام شده و علم ثابت کرده که وقتی حادثۀ تلخی اتفاق می‌افتد، برعکس چیزی که تصور می‌کنیم، برای مدت‌زمان طولانی، سطح شادی ما تغییر نمی‌کند.

مثل توپی که به زمین بزنید و برگردد، بعد از یک اتفاق ناگوار، توپِ احساسات ما که با سر به زمین خورده است، بازهم برمی‌گردد. حالا شاید به همان سطح قبلی برنگردد اما خیلی کمتر از میزان تصور ما، شادی ما را کمرنگ می‌کند.

حتی مثلاً برای افرادی که قطع نخاع می‌شوند، عزیزترین آدم زندگی‌شان را از دست می‌دهند، با گذشت زمان، میزان شادی آن‌ها تغییر خیلی زیادی نمی‌کند. حداقل به‌اندازه‌ای که اول به نظر می‌رسد تغییر نمی‌کند.

حتی ثروت، سلامت، جذابیت، تأثیر کمی روی بیشتر کردن شادی افراد مختلف دارند.

 

تفاوت نوجوانان شاد و ناشاد

  • افراد شاد بر تجربه‌های مثبتی که در گذشته داشته‌اند تمرکز می‌کنند درحالی‌که افراد ناشاد بسیار شکاک هستند.
  • افراد شاد کارها را بهتر انجام می‌دهند، بهره‌وری بالاتری دارند و به ازای زمان و انرژی‌ای که می‌گذارند، نتایج بهتری از افراد ناشاد می‌گیرند.
  • نوجوانان شاد درد را بهتر تاب می‌آورند و با شرایط سخت‌ راحت‌تر کنار می‌آیند.
  • نوجوانان شاد بیشتر به دیگران کمک می‌کنند. نوجوانی که شاد است، کمتر بر خودش تمرکز می‌کند و فرصت دارد تا به بقیه هم رسیدگی کند و می‌خواهد خوشبختی را با دیگران سهیم شود.

 

روش‌هایی برای تجربۀ شادی و تبدیل شدن به نوجوانی شاد

 

ردیف روش‌هایی برای زندگی شاد
۱ ارتباطات سالم و زیاد ایجاد کنید
۲ خودتان باشید و سعی نکنید ادای کسی را دربیاورید
۳ چیزی خلق کنید، بنویسید، بسازید و ارائه دهید
۴ به دنبال شادی درونی باشید نه شادیِ بیرونی
۵ خودتان و قابلیت‌هایتان را بشناسید و برایش وقت بگذارید
۶ خودگویی‌ها و حرف‌هایی که در خلوت با خود می‌زنید را تغییر دهید گفت‌وگوی درست با خودتان را یاد بگیرید
۷ خوش‌بینی را در خودتان پرورش دهید
۸ محیط مناسب خود را پیدا کنید و در آن قرار بگیرید با افراد درونگرا با کسانی که با آن‌ها راحت هستید و شبیه به خودتان هستند.
۹ رویدادهای مثبت را هرروز و هر شب به خودتان یادآوری کنید.
۱۰ شکرگزاری کنید قدرشناسی سپاسگزاری
۱۱ بدانید که گذشته آیندۀ شما را تعیین نمی‌کند  قربانی بودن
۱۲ ببخشید خودتان و دیگران را
۱۳ بنویسید و اقدام تعریف کنید
۱۴ تلاش کنید به یک شکل مثبت‌تر فکر کنید
۱۵ عادت‌های خوب روزانه بسازید
۱۶ کتاب‌های خوب بخوانید
۱۷ هنر را به زندگی‌تان اضافه کنید
۱۸ برنامه‌ریزی کنید و خودتان را مدیریت کنید
۱۹ هر عاملی که باعث تشدید ناراحتی شما می‌شود تا حد امکان حذف کنید
۲۰ به دنبال شادی لحظه‌ای نباشید و شادی بلندمدت را تجربه کنید

 

  • ارتباطات سالم و زیاد ایجاد کنید

تحقیقات نشان می‌دهند که شادترین نوجوانان و شادترین افراد روی زمین آن‌هایی هستند که روابط دوستانۀ بهتر و سالم‌تری دارند.

حتی اگر فردی درونگرا هستید، تلاش کنید تا دوستانی شبیه به خودتان پیدا کنید و هرازگاهی زمانی را با آن‌ها بگذرانید.

 

  • خودتان باشید و سعی نکنید ادای کسی را دربیاورید

اگر بخواهید هرروز نقش کسی را بازی کنید که واقعاً نیستید، مطمئناً حس بدی نسبت به خودتان پیدا می‌کنید و این احساس بد باعث می‌شود به‌مرورزمان به فردی ناشاد تبدیل شوید.

با خودتان، با داشته‌هایتان و نداشته‌هایتان راحت باشید. هر آن چیزی که هستید را به دیگران نشان بدهید. اگر خوششان نیامد، این مشکل آن‌هاست نه شما.

 

  • چیزی خلق کنید، بنویسید، بسازید و ارائه دهید

کسی که به‌جز وظایفی که به او سپرده نمی‌شود کاری انجام نمی‌دهد، از درون می‌پوسد و حس بدی را تجربه می‌کند. تلاش کنید تا کاری دربارۀ موضوعاتی که به آن‌‌ها علاقه دارید انجام دهید.

چیزی بسازید و خلق کنید. هرروز زمانی را صرف انجام دادن کاری حتی کوچک، برای عشق و علاقه‌تان صرف کنید؛ و خیلی بهتر است که نتیجۀ کار را ارائه دهید و در معرض دید دیگران قرار بدهید.

 

  • به دنبال شادی درونی باشید نه شادیِ بیرونی

خیلی اتفاقات بیرونی هستند که می‌توانند باعث شادی ما شوند اما همۀ ما می‌دانیم که این‌ها گذری هستند. یک روز هستند و روز دیگر نه. تازه وقتی هم هستند، شادی پایداری ندارند. ممکن است چند روزی از بابتشان خوشحال باشیم و بعد همه‌چیز عادی شود.

پس به دنبال شادیِ درونی باشید. ببینید چه چیزهایی در زندگی شما ارزش دارد؟ چه کارهایی از درون شما را خوشحال می‌کند؟ چه چیزهایی هست که بدون اینکه از بیرون به زندگی‌تان تزریق شود، موجی از شادمانی درونتان ایجاد می‌کند؟

به سراغ این‌ها بروید و سعی کنید شادیِ درونی را حتی اگر کوچک و ناچیز است تجربه کنید چون عمر این نوع شادی، درازتر است.

 

  • خودتان و قابلیت‌هایتان را بشناسید و برایش وقت بگذارید

چه کارهایی هست که به‌خوبی از عهده‌اش برمی‌آیید؟ چه استعداد یا مهارت منحصربه‌فردی دارید؟ چه‌کاری است که وقتی انجام می‌دهید زمین و زمان را فراموش می‌کنید؟

سعی کنید بیشتر از هر چیزی روی این کارها حساب باز کنید. انجام دادن چنین کارهایی، بالاترین درصد شادمانی را برای همۀ افراد فراهم می‌کند.

 

  • خودگویی‌ها و حرف‌هایی که در خلوت با خود می‌زنید را تغییر دهید

گفت‌وگوی درست با خودتان را یاد بگیرید. یاد بگیرید از کلمات درست دربارۀ خودتان استفاده کنید.

مواظب واژه‌های منفی که در خلوت به خودتان می‌گویید باشید. این‌ها را با کلماتی مثبت‌تر جایگزین کنید و هر بار در خلوت خودتان را سرزنش کردید، سریعاً به خودتان بیایید و از کلماتی مثبت‌تر و دوستانه‌تر استفاده کنید.

 

  • خوش‌بینی را در خودتان پرورش دهید

تست خوش‌بینی یا بدبینی را بزنید و ببینید تا چه اندازه فردی خوش‌بین یا بدبین هستید؟

اگر بدبین هستید، هرروز باید تمرین کنید تا خوشبینی را به زندگی‌تان وارد کنید. دربارۀ هر اتفاق و هر رویدادی تلاش کنید تا نکات مثبت را هم ببینید و این را به یک عادتِ فکری تبدیل کنید.

 

  • محیط مناسب خود را پیدا کنید و در آن قرار بگیرید

با کسانی که با آن‌ها راحت هستید و شبیه به خودتان هستند معاشرت کنید.

اگر در محیطی هستید که روح شما را بادلیل یا بی‌دلیل آزار می‌دهد، از آن فاصله بگیرید و درعوض دوروبرتان را با افراد و همۀ چیزهایی پر کنید که باعث آرامش شما می‌شوند.

 

  • رویدادهای مثبت را هرروز و هر شب به خودتان یادآوری کنید

ما آدم‌های فراموشکاری هستیم. یادمان می‌رود که چیزهای مثبت زیادی در زنگی‌مان وجود دارند. باید این را به خودمان مدام یادآوری کنیم.

پس دست به کار شوید. به همۀ چیزهای خوبی که در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد فکر کنید. هرروز حداقل ۵ چیز مثبتی که در زندگی دارید را بنویسید و در طول روز به آن‌ها فکر کنید.

 

  • شکرگزاری کنید

در ادامۀ مورد قبل، وقتی چیزهای مثبت زندگی‌تان را به خودتان یادآوری کرید، بابت آن‌ها شکرگزاری کنید.

اگر کسانی را دارید که برایتان کارهای خوبی انجام داده‌اند و انجام می‌دهند، عادت کنید سپاسگزاری کنید. قدرشناسشی هم حس خوبی برای طرف مقابل ایجاد می‌کند و هم احساس خوبی برای خودتان فراهم می‌کند.

 

  • بدانید که گذشته آیندۀ شما را تعیین نمی‌کند

نقش قربانی را رها کنید.

بعضی‌ از نوجوانانی که گذشتۀ خوبی ندارند، در نقش یک قربانی فرو می‌روند. نقش کسی که مجبور است و به خاطر گذشته‌ای که داشته است نمی‌تواند کاری انجام دهد.

گذشته را رها کنید و تلاش کنید تا آینده را متفاوت از قبل بسازید. بدانید همه‌چیز در دستان شماست. اگر بخواهید.

 

  • ببخشید

خودتان را ببخشید.

دیگران را ببخشید.

بخشش به شما آرامش می‌دهد و آرامش داشتن برای شما شادی به ارمغان می‌آورد.

 

  • بنویسید و اقدام تعریف کنید

شما مجبور نیستید که در شرایطی که امروز در آن هستید تا ابد بمانید. شرایط را تغییر دهید.

برای خودتان اقدامات و کارهای تازه تعریف کنید و متعهد شوید تا کم‌کم و هرروز بخشی از این کارها را انجام دهید.

 

  • تلاش کنید به یک شکل مثبت‌تر فکر کنید

همۀ ما می‌توانیم از هر چیزی یک فاجعه بسازیم اما تعداد کمی از ما هستند که بتوانند به همه‌چیز مثبت نگاه کنند.

به‌اصطلاح تلاش کنید نیمۀ پر لیوان را ببینید.

 

  • عادت‌های خوب روزانه بسازید

خودتان را مثل یک کارآگاه زیر نظر بگیرید و ببینید در طول روز چه کارهایی انجام می‌دهید؟ چه عادت‌هایی دارید که در روزهای مختلف آن‌ها را تکرار می‌کنید؟

یکی از دلایلی که نوجوانان شادی را تجربه نمی‌کنند این است که دست از این عادت‌های بد خود برنمی‌دارند. عادات بد خود را شناسایی کنید و آن‌ها را با عادت‌های بهتر جایگزین کنید.

 

  • کتاب‌های خوب بخوانید

کتاب خواندن خصوصاً خواندن کتاب‌های خوبی که در حوزۀ علاقۀ شما باشد، شادی بزرگی برایتان می‌سازد.

به کتاب‌فروشی بروید و کتاب‌های مختلف را ورق بزنید. کتاب‌هایی که ارتباط برقرار می‌کنید را بخرید و مدتی را با آن‌ها سر کنید.

 

  • هنر را به زندگی‌تان اضافه کنید

قرار نیست بنشینید و یک تابلو نقاشی بکشید یا موسیقی بنوازید. اگر بتوانید خوب است اما هنر فقط محدود به این‌ها نمی‌شود.

هر کاری که از عهده‌تان برمی‌آید و قدری متفاوت‌تر و هنرمندانه‌تر انجام دهید. این باعث می‌شود حس مفید بودن و خلاق بودن بکنید و همین احساس از شما نوجوانی شادتر می‌سازد.

 

  • برنامه‌ریزی کنید و خودتان را مدیریت کنید

خیلی از سردرگمی‌ها، ناراحتی‌ها و احساس شکست ما به این دلیل است که برنامه‌ای برای زندگی روزانۀ خود نداریم.

یک دفترچۀ سادۀ برنامه‌ریزی بخرید و کارهای روز و هفته و ماه را در آن بنویسید. در این دفترچه هدفگذاری کنید و از این طریق نظم و شادی بیشتری به زندگی‌تان وارد کنید.

 

  • هر عاملی که باعث تشدید ناراحتی شما می‌شود تا حد امکان حذف کنید

شما مجبور نیستید با هر کسی نشست‌وبرخاست داشته باشید، هر وب‌سایتی را ببینید، با همۀ کسانی که می‌شناسید معاشرت کنید و درکل مجبور نیستید در محیطی باشید که باعث رنجش شما می‌شود.

تا حد امکان و تا جایی که اجازه دارید، این عوامل ناراحت‌کننده را حذف کنید و آن‌ها را با چیزهایی بهتر جایگزین کنید.

 

  • به دنبال شادی لحظه‌ای نباشید و شادی بلندمدت را تجربه کنید

خیلی از کارها هستند که شادی کوتاه‌مدت به همراه دارند. می‌شود اسم این‌ها را لذت بگذاریم.

لذت‌ها ما را شاد می‌کنند اما کوتاه‌مدت و نه خیلی عمیق.

اگر می‌خواهید به نوجوانی شادتر تبدیل شوید، به شادی‌های بلندمدت و پایدارتر فکر کنید. مثلاً ببینید چه کارهایی هستند که می‌توانید آن‌ها را به‌خوبی انجام دهید و از عهده‌شان برآیید؟

چه فعالیتی است که قابلیت و توانمندی شما را خوب نشان می‌دهد؟

روی آن کار تمرکز کنید و روزها و ساعت‌های زیاد را برایش خرج کنید. یقین داشته باشید شادی پایداری را تجربه می‌کنید.

 

پروژۀ شادی

با همۀ این حرف‌هایی که گفتیم، شادی چطور به وجود می‌آید؟

الکی شاد بو دن ممکن است ساده باشد اما رسیدن به شادی واقعی و احساس شادمانی کردن سخت به نظر می‌رسد.

ما برای غمگین بودن به بهانه‌های عجیب‌وغریبی نیاز نداریم. فقط کافی است از کسی جواب رد بشنویم، یک کامنت منفی بگیریم، چیزی که دلمان می‌خواسته اتفاق نیفتد و هزار بهانۀ بزرگ و کوچک دیگر می‌‌تواند دلیلی برای غمگین بودن ما باشد.

خوب است نگاهی که به شاد بودن داریم را هم تغییر بدهیم و بدانیم برخلاف آنچه ممکن است به نظر برسد، برای احساس شادمانی، نیاز به بهانه‌های عجیب‌وغریبی نداریم.

خانم گریچن رابین در کتابی با عنوان پروژۀ شادی، برای خودش پروژه‌ای را در طول یک سال تعریف می‌کند تا ببیند چطور می‌تواند میزان احساس شادمانی را در زندگی‌اش افزایش بدهد.

ببینید درنهایت به چه عواملی برای شاد کردن خودش می‌رسد:

 

  • شب‌ها زودتر بخوابم.
  • بیشتر ورزش کنم.
  • چیزهای اضافی را دور بریزم و به همه‌چیز نظم ببخشم.
  • وظایف عذاب‌آور را در اولین فرصت انجام بدهم.
  • پرانرژی باشم.
  • از نق زدن دست بردارم.
  • انتظار تعریف و قدردانی نداشته باشم.
  • درست و به‌اندازه و به‌جا دعوا کنم.
  • عشق خودم را به کسانی که دوستشان دارم اثبات کنم.
  • وبلاگ درست کنم و هرروز در آن چیزی بنویسم.
  • لذت شکست را بچشم.
  • کمک بخواهم.
  • سخت کارکنم.
  • از لحظۀ حال لذت ببرم.
  • صبح‌ها آواز بخوانم.
  • حقیقت احساسات دیگران را بشناسم.
  • گنجینه‌ای از خاطرات شاد داشته باشم.
  • بیشتر تفریح کنم.
  • زمانی را برای شوخ‌طبعی صرف کنم.
  • فعالیت‌‌های جدید را امتحان کنم.
  • یک کلکسیون درست کنم.
  • روزهای تولد را به یاد داشته باشم.
  • دست‌ودل‌باز باشم.
  • دوستی‌ام را نشان بدهم.
  • غیبت نکنم.
  • دوستان جدیدی پیدا کنم.
  • کمی ولخرجی کنم.
  • چیزهای موردنیازم را بخرم.
  • محبت و دارایی‌هایم را خرج کنم.
  • از آنچه آزارم می‌دهد صرفنظر کنم.
  • خاطرات مصائب و بلاهای دیگران را بخوانم.
  • یک دفترچۀ شکرگزاری داشته باشم.
  • یک رمان بنویسم.
  • برای علایقم وقت بگذارم.
  • به نتیجه فکر نکنم.
  • به یک فناوری جدید تسلط پیدا کنم.
  • قوانین درست خود را بازنگری کنم.
  • ذهنم را با روش‌های تازه‌ای تحریک کنم.
  • یک رژیم غذایی سالم داشته باشم.
  • با صدای بلند بخندم.
  • خوب رفتار کنم.
  • نقد مثبت انجام دهم.
  • یک پناهگاه خوبی برای خودم پیدا کنم.

ممکن است بعضی از این توصیه‌ها برای من و شما کارایی داشته باشد و خیلی‌های دیگر نه.

پروژۀ شادی، یک پروژۀ شخصی است که هرکسی باید خودش آن را تعریف کند.

شما هم می‌تواند پروژۀ شادی خود را تعریف کنید و برای مدت مثلاً یک سال، روی موضوعات مختلف کار کنید تا ببینید چه چیزهایی می‌تواند میزان شاد بودن شما را افزایش دهد.

این موضوعات را با توجه به چه چیزهایی انتخاب می‌کنید؟

  1. همۀ ارزش‌ها و چیزهایی که برایتان در زندگی بااهمیت، مهم و معنادار هستند.
  2. همۀ چیزهایی که جزو داشته‌های شما محسوب می‌شوند.
  3. همۀ چیزهایی که ندارید.
  4. همۀ کارهایی که انجام دادنشان با روحیات شما سازگار است.
  5. همۀ کارهایی که با آن‌ها راحت هستید و حس خوب بودن به شما می‌دهد.
  6. همۀ اهدافی که برای آیندۀ خود در نظر گرفته‌اید.
  7. همۀ موضوعات مثبت و منفی که تا به امروز در ذهن و زندگی‌تان وجود دارد.

 

مثلاً ممکن است تصمیم بگیرید:

  • لباس‌های رنگی‌تری بپوشید.
  • موسیقی به سبکی متفاوت را گوش کنید.
  • وب‌سایت‌ها و فیلم‌های شاد ببینید.
  • با افراد شوخ‌طبع بیشتر معاشرت کنید.
  • افرادی را از زندگی‌تان حذف کنید.
  • از یک گیاه یا حیوان نگهداری کنید.
  • کاری را که مدت‌‌هاست خیالش را در سر دارید انجام بدهید.

 

شما چطور فکر می‌کنید؟

چه چیزهایی باعث شادی شما می‌شوند؟

چه چیزهایی باعث می‌شوند حس کنید کنترل کافی روی اوضاع ندارید و نمی‌تواند به‌تنهایی باعث شادی خودتان باشید؟

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *